تبلیغات
KInG oF BlAcK - متن تمامی اشعار رضا صادقی 2
ღ مشکی ღ تا اَبدَ یه رنگه . . . . !

متن تمامی اشعار رضا صادقی 2

پنجشنبه 1392/03/9 23:15

نویسنده : محمد امین

 دیگه نمی تونم

 

دورم ازتو، اما با تو

لحظه ها رو زنده هستم

بازم ازتو، پرم از تو

واسه تو رویایی خستم

 

خوبه دیروز

باتو هر روز

از تو با خدا میخونم،

توخیالت

توی حالت

باز توی کما میمونم

 

تا وقتی کنارمی می دونم

تا وقتی بهارمی می تونم

دیگه طاقت دوریتو ندارم

دیگه نمی تونم...

غربت لحظه ی خسته

راه خنده هامو بسته

کمر گیتارِ عشقم

زیر بارِ غم شکسته

 

شب یلدام

ساکت و سرد

حسرت دل، خالی از درد

تا که دِق نکرده رویا

تورو جون لحظه برگرد

 

تا وقتی کنارمی می دونم

تا وقتی بهارمی می تونم

دیگه طاقت دوریتو ندارم

دیگه نمی تونم...



  

نرو

توهم مثل من نمیتونی دووم بیاری نرو

تو هم مثل من، توو غصه کم میاری نرو

آه، نرو

نرو تو هم میپوسی میمیری بی من نرو

تو هم طاعون غم میگیری، اِی من نرو

آه، نرو نرو

نرو... تو که میدونی من بی تو، تو بی من، یعنی حسرت

تو که میدونی بی جواب میمونه عشق و عادت

تو که میدونی کم میشم

تو که میدونی کم میشی

تو که میدونی هم آغوش غم میشی

نرو آه، نرو

 

بری جواب این روزاتو چی میدی

حرفای ما رو تو گوش کی میگی

تو می دونی توی این بچه بازی،

من وتو هر دو بازنده بازیم

نرو که رفتنت صلاح ما نیست

ببین جدایی تو نگاه ما نیست

نرو نذار بگن عشق یعنی حسرت

نذار که این تمنا، بشه نفرت

نرو، تو که میدونی من بی تو تو بی من یعنی حسرت

تو که میدونی بی جواب میمونه عشق و عادت

تو که میدونی کم میشم تو که میدونی کم میشی

تو که میدونی هم آغوش غم میشی

 پس نرو... آه نرو، نرو



  

به پای تو هدر شدم

 

به پای تو هدر شدم، یه عمر دربدر شدم

همیشه در سفر شدم، حالا میای میگی برو

هم سوختم و ساختم برات، آبرمو باختم به پات

شدم دلیل خنده هات، حالا میای میگی برو

نازک تر از گل نشنیدی، به عشق پاکم خندیدی

حرفامو کاش میفهمیدی

سهم من از عشق این نبود

نفس بودی نه یک هوس

هیشکی نبود، تو بودی بس

سهم من از تو خاطره س

حالا میای میگی برو...

محض رضای عاشقی برو ولی نگو که من

برنده برگشتم آخه بهت میخندند خوب من

آخه هنوزم بعضیا، راست و دروغو میدونن

یه عده عاشق حیله رو از توی چشمات میخونن

گذاشتی عاشقت بشم، بعد بری تنهام بذاری

خوب که خراب تو شدم، بگی که دوسم نداری

سرم تو کارم بود وبس، سرزده از راه اومدی

گفتم ستاره نمیخوام، گفتی که از ماه اومدی

 

 

به پای تو هدر شدم یه عمر دربدر شدم

همیشه در سفر شدم حالا میای میگی برو

هم سوختم و ساختم برات آبرمو باختم به پات

شدم دلیل خنده هات حالا میای میگی برو

نازک تر از گل نشنیدی به عشق پاکم خندیدی

حرفامو کاش میفهمیدی

سهم من از عشق این نبود

نفس بودی نه یک هوس

هیشکی نبود تو بودی بس

سهم من از تو خاطره س

حالا میای میگی برو.......

 


  

خدارو دوست دارم

 

خدا رو می خوام نه واسه اینکه ازش چیزی بخوام

خدا رو می خوام نه واسه مشکل و حل غصه هام

خدا رو دوست دارم نه واسه ی جهنم و بهشت

خدا رو دوست دارم ولی نه واسه ی زیبا و زشت

خدا رو می خوام نه واسه خودم که باشم یا برم

خدا رو می خوام نه واسه روزای تلخ آخرم

خدا رو می خوام نه واسه سکه و سکوی و مقام

خدا رو می خوام که فقط تو رو نگه داره برام...

خدا رو دوست دارم، واسه اینکه تو رو بهم داده

خدا رو دوست دارم، چون عاشق بودنو یادم داده

خدا رو دوست دارم، چون عاشقارو خیلی دوست داره

خدا رو دوست دارم چون، عاشقو تنها نمی زاره

خدا رو دوست دارم، واسه اینکه تو رو بهم داده

خدا رو دوست دارم چون، عاشق بودنو یادم داده

خدا رو دوست دارم چون، عاشقارو خیلی دوست داره

خدا رو دوست دارم چون، عاشقو تنها نمی زاره

خدا رو دوست دارم، واسه اینکه حواسش با منه

 

خدا رو دوست دارم آخه همیشه لبخند می زنه

خدا رو دوست دارم واسه اینکه من و تو با همیم

خدا رو دوست دارم که می دونه ما عاشق همیم...


 

كلاغ غار غاری


میگن كلاغ غار غاری، تو رو چه به باغ در باری

سكه نداری دون میخوای،عاشق مهربون میخوای

خوش بود دلم دوستم داری،میگن كه تو غم نداری

یه دلخوشی داشتم اونم، ازم گرفتن اجباری

پیغوم رسید كه اون ورا، جا نیست واسه كوچیك ترا

آهای كلاغ دیونه، اینجا جای بزرگونه

خوش بود دلم یه كسی هست،یه عمر میشه به پاش نشست

نشست به پاش و مُرد براش، غار غاری كرد تو سر سراش

میگن باید فرار كنم، دلمو آخه چی كار كنم

 چه خاكی من بر سر این، تك دلِ بیقرار كنم...

پیغوم رسید كه اون ورا.جای نیست واسه كوچیك ترا.آهای كلاغ دیونه اونجا جای بزرگونه.

برو این ورا پیدات نشه.كسی عاشق صدات نشه.كور شو نبینی تا كسی شیفته نگات نشه.

آهای كلاغ غارغاری تو رو چه به باغ درباری.

 



کاشکی بودی


كاشكی بودی و میدیدی ذره ذره جون سپردم

دوریت برام یه سَمه سَمه، قطره قطره هِی میمردم

كاشكی بودی نمیذاشتی كه منو از من بگیرن

كاشكی بودی نمیذاشتی گلهای باغچه بمیرن

آرزومه كه یه روزی توی كلبه مون من و تو پای دل همدیگه پیر شیم فقط و فقط من و تو

آرزومه هر دو با هم سقف كلبمون بسازیم زیر سقف آرزوها به همه مردم بنازیم

كاش میشد منو بفهمی درد پنهونم بدونی

حرف عمری خستگی رو از توی چشمهام بخونی ...




دیدگاه ها : دل نوشته ها
آخرین ویرایش: یکشنبه 1392/05/13 14:27