تبلیغات
KInG oF BlAcK - متن تمامی اشعار رضا صادقی 3
ღ مشکی ღ تا اَبدَ یه رنگه . . . . !

متن تمامی اشعار رضا صادقی 3

پنجشنبه 1392/03/9 23:21

نویسنده : محمد امین

 بی خداحافظی

 

به همین سادگی رفتی

بی خداحافظ عزیزم

سهم تو شد روز تازه

سهم من اشک که بریزم

به همین سادگی کم شد

عمر گل بوته تو دستم

گِله از تو نیست میدونم

خودم اینو از تو خواستم...

به جون ستاره هامون

تو عزیز تر از چشامی

هر جا هستی خوب و خوش باش

تا اَبَد بغض صدامی

تو رو محض لحظه هامون

نشه باورت یه وقتی

که دوست ندارم، اینو

به خدا گفتم به سختی...

من اگه دوست نداشتم

پای غمهات نمیموندم

واست این همه ترانه

از ته دل نمی خوندم

اگه گفتم برو خوبم

واسه این بود که می دیدم

داری آب می شی میمیری

اینو از همه شنیدم

دارم از دوریت می میرم

تا کنار من نسوزی

از دلم نمیری عمرم

نفسهامی که هنوزی

تو رو محض خیره هامون

که نفس نفس خدا شد

از همون لحظه که رفتی

روحم از تنم جدا شد...

تو که تنها نمی مونی

من تنها رو دعا کن

خاطراتم و نگه دار

اما دستام و رها کن

دست تو اول عشقه

بسپرش به آخرین مرد

مردی که پشت یه دیوار

واسه چشمات گریه می کرد

گریه می کرد...

 


  

ممنونم

 

بده دستاتو به من تا باورم شه پیشمی

می دونم خوب میدونی، توو تار و پود و ریشمی

 

تو که از دنیا گذشتی واسه یک خنده من

چرا من، نگذرم از یه پوست و خون، به اسم تن

 

تو خیالمم نبود دوباره عاشقی کنم

ممنونم اجازه دادی با تو زندگی کنم

 

نمیدونم چی بگم که باورت شه جونمی

توی این کابوس درد، رویای مهربونمی

 

میدونی با تو،

پرم از شعر و ستاره

 

میدونی بی تو

لحظه حرمتی نداره

 

میدونی در تو

این خدا بوده که تونسته گل عشقو بکاره...

 

وقتی حتی پیشمی، دلم برات تنگ می شه باز

عشق تو، توو لحظه هام حادثه ساز و قصه ساز

 

به جون خودت که بی تو از نفس هم سیر میشم

نمی دونم چی میشه، بدجوری گوشه گیر می شم

 

ممنونم که بچه بازیهامو طاقت می کنی

هر چقدر بد میشم اما، تو نجابت می کنی

 

هر کجای دنیا باشم، با منی و در منی

نگران حال و روزم، بیشتر از خود منی

 

میدونی با تو..

پرم از شعر و ستاره

میدونی بی تو

لحظه حرمتی نداره

 

میدونی در تو

این خدا بوده که تونسته گل عشقو بکاره

میدونی با تو میدونی بی تو میدونی در تو...

 


  

چاره ای ندارم

 

میدونم برات عجیبه، این همه اصرار و خواهش

این همه خواستن دستات، بدون حتی نوازش

میدونم كه خم نداره واسه تو گریه ی دردم

میگذری از من و میری، اما باز من، برمیگردم

 

میدونم برات عجیبه من با اون همه غرورم

پیش همه ی بدیهات، چه جوری بازهم صبورم

میدونم واست سواله كه چرا پیشت حقیرم

دور میشی منو نبینی، باز سراغتو میگیرم

 

میدونی چرا همیشه، من بدهكار تو میشم

وقتی نیستی هم، یه جوری، با خیالت راضی میشم

میدونی واسه چی از تو بد میبینم و میخندم

تا نبینی گریه هامو، هردو چشمامو میبندم

 

چاره ای جزو این ندارم، آخه خون شدی تو رگهام

میمیرم اگه نباشی، بی تو من بدجوری تنهام

میدونم یه روز میفهمی، روزی كه دنیا را گشتی

من چجوری تو رو خواستم، تو چجور ازم گذشتی

 

چاره ای جز این ندارم، آخه خون شدی تو رگهام

میمیرم اگه نباشی، بی تو من بدجوری تنهام

میدونم یه روز میفهمی، روزی كه دنیا رو گشتی

من چجوری تو رو خواستم، تو چه جور ازم گذشتی...

 


 

عشق بی رمز

 

قصد و غرض هوا نیست

قصه ادعا نیست نقل ِیک اعتقاده

، عشقه، یک جور ادا نیست

حکم نگاه تازه ست،

رمزی که رمز شب بود

فهم یک عشق بی مرز،

نهایت طلب بود

تو رسم مکتب دل،

رهایی شرط عشقه

مشکی فقط یک رمزه،

یه رنگیش یه عشقه

رنگ ما رنگ عشقه

عشقمونم یه رنگه

ساده بگم تا زندم

مشكی برام قشنگه

بعضی می گن که حرفه،

بعضی می گن که وهمه

اونی که مبتلا نیست

نمی تونه بفهمه...



چشم چشم دو ابرو

  

چشم چشم دو ابرو

چشم چشم دو ابرو دماغ و دهن یه گردوحالا بذار دو تا گوش موهاش نشه فراموش

چوب چوب یه گردن اینم یه گردی تن پا پا انگشت پا دست دست انگشت دست

چشم چشم دو ابرو دو ابروی كمونی

چشم چشم دو ابرو دو چشم آسمونی

چشم چشم دو ابرو چشمهای خیس هر شب

من,تو یه فریاد

اسم تو عمری بر لب

دست دست دو تا دست دو دست عاشقانه

دو دست پاک و پر مهر یه حس عاشقانه

پا پا دو تا پا دو پای لخت همراه

همراهی قرص و محکم حتی تا خونه ماه

قلب قلب دو تا قلب دو قلب قفله در هم

دو قلب مست و عاشق عشقی فرا از عالم

جسم جسم دو تا جسم دو جسم اما با یک روح

یه روح اسمونی بلند چو قله کوه !



دیدگاه ها : دل نوشته ها
آخرین ویرایش: یکشنبه 1392/05/13 14:24