تبلیغات
KInG oF BlAcK - متن تمامی اشعار رضا صادقی 4
ღ مشکی ღ تا اَبدَ یه رنگه . . . . !

متن تمامی اشعار رضا صادقی 4

پنجشنبه 1392/03/9 23:24

نویسنده : محمد امین

10 ثانیه

 

 ثانیه تا انتها10

پایانی بی سر وصدا

بی خبر از هر شب و روز

من و یه شمعِ نیمه سوز

یکی گذشت از ثانیه

 تای دیگه باقیه9

ای کاش تو لحظه ای که رفت

می دیدمش یه بار دیگه...

اون دور بود و تو حسرته

ثانیه ها که میگذشت

ای کاش توی یک ثانیه

میبودنش نمیگذشت،

ساعت میگه 2 ثانیه

 تای دیگه باقیه8

یه عمر نشستم منتظر

کی میگه اینا بازیه ...

 

فقیر بودن جرم منه،

عاشق بودن تنها گناه،

یه عمری چشم به در بودم،

این آخرا هم چشم به راه...

فقیر بودن جرم منه،

عاشق بودن تنها گناه،

یه عمری چشم به در بودم،

این آخرا هم چشم به راه...

 

ساعت، بازم بهم میگه

 ثانیه رفته دیگه3

خبر داری چه زود گذشت

مونده فقط 7 ثانیه

هی با خودم گفتم میاد

امیدتو ندی به باد

داد میزدم پس کی میای

کسی جوابمو نداد

من موندم و 2 ثانیه

از من فقط این باقیه

ثانیه پشت سر هم

رفتند تا 6و7و8

لحظه تو گوشام داد میزد،

 ثانیه ازت گذشت8

من موندم و 2 ثانیه

ازم فقط این باقیه

هنوز نشستم منتظر

چشم امیدم، ثانیه...

آی ای خانم تا بادِ سحر

واسش ببر، تو این خبر

بگو كه من تا آخرین

خیره بودم به در

چشمام به در

ثانیه نهم که رفت

مونده فقط یه ثانیه

سرت سلامت نازنین

از من یه لحظه باقیه

قسمت نشد ببینمت

شاید که لایق نبودم

منتظرت بودم یه وقت

نگی که عاشق نبودم

ثانیه 10 گل یاس

راحت شدم، دیگه خلاص

آزاد شدم بیام پیشت

بی واهِمه، بی هیچ هَراس

قشنگترین ثانیه ها

این 10تا بود که زود گذشت

رویای شیرین بود ومن

چون با خیالِ تو گذشت

چون با خیااااااااااااالِ تو گذشت...

 


 

مه تابون

 

بتاب ای مه تابون

كجا میری شتابون

بمون كه شب درازه

واست اومده یه مهمون

منم مهمونت امشب

نذار دلم برنجه

نمیخوام گنج عالم،

همین نورِت، یه گنجه

بتاب دلم گرفته

بتاب خنده ها رفته

نمیدونم چی اومد سر دل

اینجوری مرد

بتاب تاریكه ساحل

بتاب ساكته این دل

دیگه خونه سوت و كوره

تو باش نوری به منزل

بتاب ای مه تابان...

 


 

عاشق

 

بعضی وقتا یه نگاه ساده.میسازه از یك نفر عاشق دل داده.شاعری آواره.عاشقی بی چاره.بعد از اون یك نگاه انگار افتادم تو چاه

بی خود از خود شد و رفت اون جوون سر به راه.نه میشه ازش نوشت.نه میشه ازش گذشت

نه میوم جمع عه و نه تو یه خلوت دشت.از همون لحظه نگاه دل من شدی رفیق نیمه راه

یادته قول داده بودی دیگه از من دور نشی.چشاتو وا كن دلم قول داده بودی كور نشی

دیگه لجبازی نكن.دلكم اینقده با این تن پیر بازی نكن.انگاری هیچی ندیدی .بگذار و بگذر دل من

از ما گفتن یه روزی میمیری آخر دل من.نه تو اولین بودی نه آخرین.تو عاشقی میدونم حقم داری.

مونده درونت عاشقی .تو رو جون هر كسی كه دوست داری.دیگه دست بردار از این قصه عشق

تو كجا و عشق كجا.نداری طاقت عشق.با نگاهت ای دلم كاری دادی به دست ما.چشم من خوب میپیچونی این دل سرمست ما.

به ارواح خاك این دلم قسم تا بی كسم نمیرم این دل مرده رو با چشم تا كه زندش كنه و باز بگیره بهونه عشق

.... 

قربونه هر چی عاشقه

كه مهرش اسمونیه

وفا تو خون و پوستشه

اخر مهربونیه

از عاشقیها ترس و هراسی نداره

زلال و پاك صادقه

غصه دنیا نداره

حرفهاش چشمهاش پر از قصه های عاشقونه

عشقش قلبش

از دنیا جداست

عاشق دلش آفتابیه

روز و شبش بی تابیه

رویاش پر از یه رنگی و

شباش بی خوابیه

اشكهای شب سیهت و

عشقش تمام ابروش

حرمت داره نفسهاشو

عاشقی تنها گفتگو

سكوتش غرورش به وسعت یه اسمون

وجودش تمناش تنها همصداش

زندگی بی عشق معنا نداره

شبهای تارش چه بی ستاره

ارزش این دل فقط به عشقه

نقشش رو هر دلی نوشته



  

آخه تنهام

 

نمی تونم، نمی تونم، خنده کنم

دلم رو از خوشی ها، آکنده کنم

آخه تنهام، آخه تنهام

یه آشنا، سنگ صبور، یه کس می خوام

دیگه دارم خفه می شم، نفس می خوام

آخه تنهام، آخه تنهام

 

توی دل صحرا تو عمق دریا پی تو می گشتم و ندیدمت

توی خط کتاب و توی تب تاب پی تو می گشتم و ندیدمت

تا اینکه دونستم دنبال تو باید با چشمای دل می گشتم

آخه تو خدا جون ساحل امید من و برای ساحل می گشتم

 

آره دیگه دونستم

که تو کس نیستی

نفس نیستی

نه، هوس نیستی

همه جا هستی و اینجا نیستی

 

رمز امیدی

صبح سپیدی

عشق و نویدی خداجون

زندونی دردم فقط تویی تو

کلید قفل این زندون....



دیدگاه ها : دل نوشته ها
آخرین ویرایش: یکشنبه 1392/05/13 14:23