تبلیغات
KInG oF BlAcK - متن تمامی اشعار رضا صادقی 7
ღ مشکی ღ تا اَبدَ یه رنگه . . . . !

متن تمامی اشعار رضا صادقی 7

پنجشنبه 1392/03/9 23:35

نویسنده : محمد امین

 ما رو باش

 

ما رو باش که فکر میکردیم میشه عاشق بود و موند

ما رو باش که فکر می کردیم میشه از عاشقی خوند

ما رو باش یه عمریه از عاشقی دم می زنیم

عمریه که چونه زیاد و از کم میزنیم

 

ما رو باش که فکر میکردیم میشه عاشق بود و موند

ما رو باش که فکر می کردیم میشه از عاشقی خوند

ما رو باش یه عمریه از عاشقی دم می زنیم

عمریه که چونه زیاد و از کم میزنیم

 

ما رو باش ما رو باش ما رو باش

چی فکر کی کردیم و چی شد

 

چی میشد اگه دروغ تو لحظه ما جا نداشت

چی میشد اگه دو رنگی هم دیگه معنا نداشت

کاش میشد واسه هوس رفاقت ها رو نفروخت

کاش میشد صداقتو رو تن هر آینه دوخت

 

چرا ما آدما گاهی وقتا خیلی بد میشیم

واسه راه هم دیگه خواسته نا خواسته سد میشیم

جای مرهم واسه زخم عاشقا نمک میشیم

هر کی با ما صادقه باهاش پر از کلک میشیم

دلخوش هر کی شدیم تو زرد از آب در اومدش

وقتی که دلتنگی میاد هیشکی نمیاد به دادش

ندونستیم غم تو نوبت ماست دیر میشه

حرفای خوب واسه ما زخم زمونه تیر میشه

 

شاید اما ندونستیم زندگی چه شکلیه

کی سر کاره کی نیست اصلا دنیا دست کیه

ما به هر حال میپریم بی چشم و دل بی پر وبال

ما به مشکی دلخوشیم دو رنگی ها رو بی خیال ...




آرزو


نفس نفس دَوون دَوون در پی آرزوهامون

نه روز داریم نه شب داریم ، بی هدفه نگاهمون

ما که می خواستیم دنیا رو تو دستامون برده کنیم

ببین چه جور برده شدیم تو دست پست دنیامون

دنبال میز و صندلی آتیش میدیم به هر دلی

چقد دلم کرده هوای خونه های کاه گلی

عاشقیا بی قیمته ، عشق دیگه بی حرمته

تو دوره ی دوز و کلک دیوونگی غنیمته ، دیوونگی غنیمته

دروغ و نیرنگ و کلک بازار داغ قیل و قال

وقتی که پای سود میشه هر چی حروم میشه حلال

از حرمت نون و نمک مونده فقط حرف و حدیث

دیگه کی یادش میمونه معصومی چشمای خیس

دولا و راست میشیم واسه سکه و پول و اعتبار

دیگه چه ارزشی دارن دلای تنگ بی قرار

هیچ کسی بره نمیشه ، گرگ بیابونن همه

دنیا رو ناممون کنن بازم میگیم خیلی کمه

نفس نفس دَوون دَوون در پی آرزوهامون

نه روز داریم نه شب داریم ، بی هدفه نگاهمون

ما که می خواستیم دنیا رو تو دستامون برده کنیم

ببین چه جور برده شدیم تو دست پست دنیامون

دنبال میز و صندلی آتیش میدیم به هر دلی

چقد دلم کرده هوای خونه های کاه گلی

عاشقیا بی قیمته ، عشق دیگه بی حرمته

تو دوره ی دوز و کلک دیوونگی غنیمته ، دیوونگی غنیمته

 


 

نگو نه

 

واسه موندن دیگه دیره نگو نه

دلم از عاشقی سیره نگو نه

باغچه ی سبز دل عاشق من

دیگه همرنگ کویره نگو نه

اون زمون عاشقیتو جوونی کرد

اما حالا دیگه پیره نگو نه

همیشه دروغ میگی وقتی میشم

توی چشمای تو خیره نگو نه

میدونی حسی که محتاج تو بود

داره کم کمک میمیره نگو نه

یه روزی گفتی میخوام برم حالا

پای من یه جایی گیره نگو نه

وقتی منتظر بودم کجا بودی

حالا اومدی که دیره نگو نه

میدونم جواب تو به این غزل

یه سکوت ناگزیره نگو نه

 



نگین الماس


نه دلخوشی برای من

نه عشقی تو وجود تو

نه حتی احساس قشنگ

تو عمق تارو و پود تو

حرفهای عاشقونه هم گمشده تو حرفهای تو

از ته قلبت نمیاد دوستت دارم گفتن تو

برات حقیر و پوچ شده

این تن بی ارزش من

اشکی که تو چشمات نمیاد

با هق هق بارش من

برات نگین الماس ارگ سیاه باغیرمن

حرف همه مقدس

هر کی باشه اما نه من

اما نه من

اما نه من

اما نه من...

 


 

نون عشق

 

زندگی رو دوست دارم با تمام بدبیاریش

عاشقی رو دوست دارم با تمام بی قراریش

من میخوام اشکام بفهمن وقتی از چشمام میریزه

تنهایی گر چه کشندست واسه من خیلی عزیزه

تو کتاب نوشته عاشق خیلی تنها خیلی خستست

جای بارون بهاری روی چترای شکستست

اما من میگم یه عاشق همه دنیا رو داره

همه چترارو باید بست وقتی آسمون میباره

نون عشقو میخورم منت نونوا ندارم

سینه سوخته عاشقم با کسی دعوا ندارم

توی دنیایی که گرگ و برگی تو ذاتش

من میخوام خودم باشم با هیچکی کاری ندارم

زنده بودن نمیخوام زندگی قاموس منه

فقط وفقط دورنگی تنها کابوس منه

گر چه خاکم زیر پا اما غرورم آسمون

مشکی رنگ عشقمه ترانه ققنوس منه

زندگی رو دوست دارم با تمام بدبیاریش

عاشقی رو دوست دارم با تمام بی قراریش

من میخوام اشکام بفهمن وقتی از چشمام میریزه

تنهایی گر چه کشندست واسه من خیلی عزیزه

کاشکی میشد دارو باشیم نه زخم کاری نه نمک

قطره آبی باشیم تو قلب خشک وپر ترک

واسه عشق و عاشقی تو سختیاش کم نذاریم

واسه خودمون آدمی باشیم نه آدمک

خیلی ها میگن که عاشقی رو بیدار بدونید

اما من میگم که عشقو تر به دیوار ندونید

من میخوام مثل موج نباشم اما بدونم

کاش میشد توی سختی عاشق بمونم

زندگی رو دوست دارم با تمام بدبیاریش

عاشقی رو دوست دارم با تمام بی قراریش

من میخوام اشکام بفهمن وقتی از چشمام میریزه

تنهایی گر چه کشندست واسه من خیلی عزیزه

تو کتاب نوشته عاشق خیلی تنها خیلی خستست

جای بارون بهاری روی چترای شکستست

اما من میگم یه عاشق همه دنیا رو داره

همه چترارو باید بست وقتی آسمون میباره


 

ساغر

 

ساغر مستی من همه هستی من

قصه کبوتر عشق که نشستی دل من

همه بود ونبود بهترین شعر وسرود

تو عزیزی واسه کویر قلبم نه سرود

شب و روزم ساز وسوزم خط به خط غزل غزل

تو رو خوندن با تو موندن دل به دل بغل بغل

تو به شیوایی عشقی به زلالی یک نگاه

هم سفر با من دیوونه تا انتهای راه(2)

 

ساغر مستی من همه هستی من

قصه کبوتر عشق که نشستی دل من

همه بود ونبود بهترین شعر وسرود

تو عزیزی واسه کویر قلبم نه سرود ...



دیدگاه ها : دل نوشته ها
آخرین ویرایش: یکشنبه 1392/05/13 14:10